Sunday, December 28, 2008

مُد کفش در مترو


اینم مد جدید کفش در مترو
میگم در مترو چون فقط توی مترو دیدم
خب بقیه جاها سخته زوم کردن رو همچین چیزایی
بابت کیفیت عکسا پوزش! چون هم با موبایله و هم دزدکی، آدم که نباید به خاطر یه عکس کتک بخوره
ولی خودمونیم! این یارو مُده همچین زشت هم نیستا! آدم یه جورایی خوشش میآد و خب یه جوراییم بدش میآد. فقط یه کم جواده! میتونستن رنگای خوشگل تری استفاده کنن. من از ترکیب قرمز و زرد و مشکی خوشم میآد. باید یه تست بکنم. البته دومی یه کم سخته! دیدی چه سخته باز و بسته کردنش؟ البته اگه بخوای باز و بسته کنی

:-D

Friday, December 26, 2008

شرق بنفشه


این یه داستانه، نوشته شهریار مندنی پور


گاهی آدم در مورد یه چیز (نوشته) نظر نده بهتره

پ.ن.: با مرسی از جمشید بابت لینک این داستان
:-)

Saturday, December 13, 2008

راست گويي يا زياده گويي


راست ميگن كه: هر راست نبايد گفت، ‌جز راست نبايد گفت

گاهي مي خوايم با بيان يه سري از خصوصيترين چيزاي زندگيمون توجه يه نفر رو جلب كنيم (از ديد مثبت در نظر بگيرين، نه مخ زني و اين حرفا كه خيلي اخه!) يا ميخوايم بهش نشون بديم كه چقدر برامون عزيزه و دوستش داريم، اما نميدونيم بعضي وقتا بيان اون مطالب، كه لزومي هم نداشته بيان بشه، چقدر ميتونه براي طرفمون آزار دهنده باشه و دلخور كننده

گفتن يه سري مطالب نه تنها ضرورتي نداره بلكه مخربه. مثلا در مورد ازدواج: آدما قبل از ازدواجشون خيلي اشتباهات ممكنه كرده باشن و اگه آدماي بفكري باشن مسلما از اون اشتباهاتشون ناراحتن و درصدد تكرار نكردنشونن ولي بازگو كردن اون اشتباهات (با وجود اينكه قراره تكرار نشن) ممكنه جز به وجود آوردن يه حس خاكستري در ذهن طرف مقابل، حاصل ديگه اي نداشته باشه. مواردي كه در گذشته آدم اتفاق افتادن و غلط هم نبودن اما بازگو كردنشون ميتونه نتيجه مشابه اشتباهاتي كه ذكر شد داشته باشه هم جزو همين دسته هستن

از طرفي بعضي از واقعيات زندگي آدم هست كه آدم بايد به طرفش بگه. تشخيص اين دو تا (راست هاي گفتني و راست هاي نگفتني) از هم خيلي سخته ولي يه راهش اينه كه ببيني اون موضوع كه بايد (يا نبايد) مطرح بشه، در حال حاضر هم زندگيتو تحت تاثير خودش داره يا نه؟ بهش فكر ميكني يا نه؟ درگيرشي يا نه؟! . . . اگه داره يا ميكني يا درگيرشي، بايد به طرف بگي وگرنه اگه فقط يه خاطره خنثاي اخته است، لزومي به بيانش نيست. حالا هر چقدر زيبا يا زشت بوده

دروغ بده و ويران كننده. اما

هر راست نبايد گفت، جز راست نبايد گفت

پ.ن.: مخالف يا موافق؟

Thursday, December 11, 2008

بچه پر رو


سال هشتاد و چهار بود. تقریبا همین موقع ها. برای حج عمره دانشجویی ثبت نام کرده بودم و اسمم در اومده بود. همزمان از طرف کمیته آیسته (تبادل دانشجو بین کشورهای مختلف برای تجربه تکنیکال) دانشگاه تهران هم برای یه سفر یک ماه و نیمه به عمان، توی تابستون همون سال، انتخاب شدم. سفرا میافتاد رو هم، پس باید یکی رو انتخاب میکردم. آخرت رو به دنیا فروختم و رفتم عمان

امسال دوباره برای عمره مینوشتن. اسم نوشتم. شرایط تقریبا شده عین همون سال. با این تفاوت که این دفعه اسمم برای عمره در نیومد. ولی خیلی دوست داشتم اسمم در بیاد و برم
:-)

پ.ن.: پر رویی هم حدی داره والله
:-D

Wednesday, December 10, 2008

خاطره شيرين


اين ياد بودي است براي خاطره شيريني كه متاسفانه امروز ساعت چهار صبح تموم شد

گاهي فقط به اين خاطر كه از راه مطمئن نيستي، نميتوني به خودت اجازه بدي كه يه همسفر هم با خودت ببري

پ.ن.: اين نيز بگذرد